الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
16
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
روز است ؟ پس امام عليه السّلام در مقام جواب [ او در ] آمده فرمودند كه : « چون حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نماز صبح را در تاريكى آخر شب مىگذاردهاند لهذا در سلك نمازهاى شب در آورده ، امر به جهر آن فرمودهاند » . و به اين كلام ظاهر مىشود جواب آنچه اعمش استدلال به آن نموده است از قول حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه : صلاة النّهار عجماء ، و از قول امام عليه السّلام كه : كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم لا يصلّى بالنّهار شيئا حتّى تزول الشّمس . با وجودى كه ظاهر اينست كه مراد امام عليه السّلام نفى نماز نافله است در صدر نهار ردّا على المخالفين ، چه ايشان قائلند به استحباب نماز چاشت - و اللَّه أعلم بمقاصد أنبيائه و اوليائه . تبصرة : [ تحقيق در تشخيص فجر ثانى ] مناسب نمود درين مقام به واسطهء تحقيق و تشخصيص فجر اوّل و دوم كه عبارت از صبح كاذب و صبح صادق است ايراد كلامى كه علامهء زمان و خلاصهء فضلاء عالىشأن ، جامع فنون العلم بالاستيعاب الكلّى الشّيخ جمال الدّين بن مطهّر الحلّى - قدّس اللَّه روحه - در كتاب « منتهى المطلب » ذكر كرده است ، و ترجمهء آن اين است : « بدان بدرستى كه روشنائى آفتاب است ، و بدرستى كه روشن مىشود به آفتاب چيزى كه به نفس خود تيره باشد و در جوهر ، كثيف ، مثل زمين و جرم ماه و اجزاى زمين ، خواه متّصل باشد و خواه منفصل . و هر چيز كثيف كه روشنى از آفتاب بگيرد پس سايهء آن چيز در خلاف جهت آفتاب حادث خواهد شد . و بدرستى كه حضرت عزت به قدرت كامله و حكمت بالغهء خود دوران آفتاب را بر گرد كرهء زمين مقرر نموده « 1 » ، پس اگر آفتاب تحت الأرض باشد سايهء آن به شكل مخروط فوق الأرض واقع شود ، و چون آفتاب فوق الأرض باشد سايهء آن به شكل
--> ( 1 ) مطلب فوق مبتنى بر نظريهء علمى قدما در خصوص گردش خورشيد به دور زمين مىباشد كه امروزه اعتبارى ندارد ولى به هر حال در نتيجهء بحث تغييرى حاصل نمىشود .